تبلیغات
خانه موسیقی - موسیقی سنتی و طنز گل آقایی
موسیقی سنتی و طنز گل آقایی | عمومی ,

چند وقتی بود که قصد نوشتن مطلبی از مجله بچه ها گل آقا (شماره 302 ) که در مورد موسیقی سنتی منتشر شد را داشتم که بالاخره موفق شدم.خواندن این مطلب را به همه دوستان و بازدید کنندگان پیشنهاد میکنم.در تاریخ 16 آبان سال 1385 یک مطلب از همین مجله با عنوان     " از استخوان نوازی تا ساز زدن "   نوشته بودم که آن را در اینــجا می توانید مطالعه کنید.

 

 

قبل از خواندن مطلب به نکات زیر توجه کامل داشته باشید:

 

طنز به طور کلی نوشته ای است برای بیان یک موضوع یا مشکل اجتماعی همراه با خنده که هدف اصلی آن اصلاح نابسامانی جامعه است.این نوشته های غیر متعارف و خنده آور که با بزرگ نمایی کاستی ها و زشتی ها همراه است تاثیر زیادی در حل مشکلات دارد تا جایی که تاثیر آن به مراتب از انتقادهای جدی بیشتر است.نویسنده ی این نوشته ها ، نقد را به شوخی می آراید و با غیر واقعی جلوه دادن امور ، حقیقت را در ذهن خواننده برجسته تر می کند.به همین خاطر از شما عزیزان درخواست دارم در نوشته ها و عکس های زیر تفکر بیشتری کنید تا به اصل مطلب برسید.لازم به ذکر است مجله گل آقا بزرگترین طنز پرداز سیاسی ، انتقادی ایران است که در ایـــنجا میتوانید سایت مجله را مشاهده فرمایید.در ضمن متنی که مشاهده میکنید تنها قسمتی از مطالب این مجله است که به طور خلاصه از قسمت های مختلف برداشته شده است.

 

         روی جلد مجله

 

 

                     پشت جلد   

.....................................................................

 

 

 

                                         

 

گاهی میان تصاویر عادی که در تلویزیون میبینیم ، چیزهایی عجیب هستند که فقط چشم آشنا به موسیقی ، قادر به کشف آنهاست....

 

      

 

 

واقعا بعضی استعدادها دارد به هدر می رود... خوب است امکانات آموزش موسیقی سنتی برای همه فراهم شود...

 

         

 

 

بعضی ها اصلاً حتی اسم سازهای ایرانی به گوششان هم نخورده!

 

 

                              

 

                                  

 

ناز نفس از تهران: مشاور عزیز، الان مدتی است هر وقت می روم حمام،زیر دوش در مایه های دشتی یا ابوعطا می زنم زیر آواز.چند روز پیش که دقت کردم دیدم عجب صدای خوبی دارم!خلاصه خیلی با صدای خودم حال کردم. حالا به نظر شما با توجه به سوابق هنری ام می توانم یک کاست بیرون بدهم که بقیه مردم هم حال صدای مرا ببرند؟

 

                            

 

جواب: دوست عزیز،در علم آواز شناسی به صداهای این چنینی اصوات آبکی گفته می شود.یعنی فقط در مکان های مرطوب و نمناک (به خصوص حمام) زیبا به نظر می رسد و در محیط های خشک و بی آب و علف ، دور از جان شما از صدای اره برقی هم جان خراش تر است.البته برای اینکه ذوق هنری تان کور نشود و بتوانید صدایتان را به گوش علاقه مندان برسانید می توانید به جای اینکه از حمام منزل استفاده کنید بروید در حمام عمومی کنسرت دهید!

 

 

 

                                     

 

چقدر استعداد آواز خوانی دارید؟ برای اینکه کشف کنید چقدر استعداد آواز خوانی دارید در کمال صداقت به تستهای زیر پاسخ دهید!

 

سوال 1: وقتی میزنید زیر آواز چه تحولی در محیط اطرافتان رخ میدهد؟

 

الف:برج میلاد عین بستنی چوبی آب و چپ می شود.

 

 ب :اتفاق خاصی رخ نمی دهد فقط مامان به بابا می گوید :" مرد صد دفعه گفتم درِ آشپزخانه را روغن بزن این قدر غیژ غیژ نکند!"

 

 ج :همه تشویقم می کنند ، برایم هورا میکشند ، چند نفر از طرفدارانم غش میکنند و خلاصه وقتی از خواب بیدار میشوم حالِ خیلی خوبی دارم!

 

                    

 

 

 

سوال 2: وقتی آواز می خوانید عکس العمل همسایه ها چیست؟

 

الف:خانه شان را تخلیه می کنند و به بنگاه محل می سپارند آن را دو – سه میلیون زیر قیمت برایشان بفروشد.

 

 ب :حاضرند از میدان ونک تا تجریش به من کولی بدهند به شرطی که نخوانم.

 

 ج :با فرستادن دسته گل از من تشکر میکنند که آواز خواندنم باعث می شود مگس ، پشه ، سوسک و بقیه حیوانات موذی ( والبته هنر نشناس!) از سر کوچه هم رد نشوند.

 

 

سوال 3:آیا تا به حال در رادیو تست صدا داده اید؟ نتیجه آن چه بود؟

 

الف:بله و بلافاصله مرا به عنوان یکی از دست اندر کاران داستان شب استخدام کردند تا صدای قدم زدن بازیگران و باز شدن درها را در بیاورم!

 

 ب :خیر ، اما یک بار که رادیو آوازی پخش میکرد همزمان با آن شروع به خواندن کردم که اواسط خواندنم ناگهان فیوز پرید!

 

 ج :بله ! با اینکه صدایم هم خوب بود ولی عوامل رادیو گفتند حیف نیست تو با این چهره فتوژنتیک که داری بیایی رادیو؟!

 

 

 

سوال 4:وقتی در حضور بلبل چهچهه (تحریر قدیم!) میزنید،عکس العمل بلبل مورد نظر چیست؟

 

الف:شرمنده ! طفلکی دق کرد و نتوانستم ببینم عکس العملش چیست!

 

 ب :ابتدا یک نگاه بلبل اندر آدم می اندازد بعد می رود سراغ چت کردنش!

 

 ج : می رود لُنگش را می آورد و جلوی من لُنگ می اندازد!

 

سوال 5:دستگاههای موسیقی سنتی کدامند؟

 

الف:اصلاً به نظر من این تست از پایه و اساس غلط است چون تا آنجا که من می دانم واحد شمارش موسیقی سنتی دستگاه نیست ، قبضه است!

 

 ب :بستگی به این دارد دستگاه ضبط صوتی که نوار موسیقی سنتی مان را در آن قرار می دهیم چه مارکی داشته باشد!

 

 ج :شور، بی نمک،کم نمک،خوش نمک،با نمک!

 

سوال 6:اولین عکس العملتان نسبت به موسیقی در چه سنی شکل گرفت؟

 

الف:دوازده سالم که بود یک روز ظهر می خواستم بخوابم که همسایه مان شروع کرد به تمرین ساز و من هم با عصبانیت عکس العمل نشان دادم و با مشت کوبیدم به دیوار!

 

 ب :آن طور که مامانم می گوید وقتی هشت ساله بودم توانستم بفهمم آن ساز و آواز قورباغه هایی که تلویزیون نشان می دهد ، از خودشان در نمی آورند،بلکه کار عده زیادی هنرمند است که پشت تصویر گل نشسته اند!

 

 ج :هفت ماهه بودم که توانستم با جغجغه ام آهنگ مجموعه هزار دستان را بزنم!

 

سوال 7 :تفاوت کمانچه با پیانو چیست؟

 

الف:اصولاً از کمانچه بیشتر در جنگها استفاده می شود اما پیانو یکی از سازهایی است که برای رژه سربازان کاربرد دارد.

 

 ب :ای آقا! ساز ساز است دیگر.....تا کی می خواهید با این تبعیض قائل شدنها حق بعضی سازها را بخورید؟

 

 ج :این چیزها برای مبتدیها فرق دارد ، ما حرفه ایها با یک دست کمانچه و با یک دست دیگر پیانو می زنیم تازه همزمان به طرفدارانمان امضا هم می دهیم!

 

پاسخها:اگر بیشتز گزینه های شما الف است بهتر است بی خیال آواز خواندن شوید ! اما اگر بیشتر گزینه هایی که انتخاب کرده اید ب است می توانید با کمی تلاش ، پشتکار ، اعتماد به نفس ، شرکت در کلاس های یوگا و بدنسازی و دیدن فیلم های هندی به آینده تان امیدوار باشید! اگر بیشتر گزینه های انتخابی تان ج است شما آینده درخشانی در زمینه آواز دارید و اگر خروسک یا آنفلو آنزای مرغی نگیرید قطعا در عرصه موسیقی کولاک می کنید ، طوری که دمای کنسرت هایتان حتی از قطب هم پایین تر می آید!

 


به نظر بنده با کمی تأمل در مطالب طنز آلود بالا می توان برداشتهایی مثل : حمایت نشدن موسیقی ملی ایران از سوی صدا سیما و به اصطلاح رسانه ملی! ، نبودن زمینه های رشد علاقه مندان به موسیقی سنتی در کشور ، نا آگاهی مردم از زیر و بم ها موسیقی ایرانی که موجب پذیرش موسیقی های سطحی و بی ارزش در بین عوام شده ، ظهور خواننده های بی هنر و کاملاً کلیشه ای به اسم موسیقی سنتی و آلبوم های بی ارزش آنان در جامعه و....... را کرد.


 

 

 

                                       

    

 

سه تار:شکل ظاهری آن شبیه به گلابی نصف شده است.سطح رویی کاسه سه تار چوبی است.البته بچه مایه دارها در این قسمت به جای چوب معمولی از MDF یا پارکت هم استفاده می کنند.خرک سه تار از خرک تار کوتاه تر و دسته آن نیز از دسته تار نازک تر است.(همانطور که میبینید دیوار سه تار طفلکی از بقیه سازها کوتاه تر است!).سه تار معمولاً با ناخن انگشت دست راست نواخته می شود ولی خوب گاهی اوقات دیده شده که افراد بی اطلاع از نواختن ساز سعی کرده اند در آن فوت کنند یا روی کاسه اش ضرب گرفته اند!صدای این ساز ضعیف است و به همین دلیل برای تکنوازی در مقابل جمعیتی که آمده اند کنسرت و گوشیهای همراهشان مدام در حال زنگ خوردن و خودشان هم مشغول میل کردن چیپس و پفک هستند متناسب نیست.سه تار زمانهای قدیم سازی محلی بوده که سه سیم داشته اما وقتی به شهر آمده دارای چهار سیم شده و با توسعه شهر ها بعید نیست همین روزها پنج سیمه شود!

 

نی:سازی است که از یک لوله استوانه ای از جنس نی ساخته شده است و به خاطر همین جنس طبیعی و عدم وجود آلاینده طبیعت در آن ، از دیرباز مورد توجه شاعران بوده ( مثال : بشنو از نی چون حکایت می کند....). نی از هفت بند و شش گره تشکیل شده در قطر های 5/1 تا 3 سنتی متر حتی یک متر و نیم هم دیده شده.روی لوله و قسمت پایین این ساز پنج سوراخ وجود دارد .هوا توسط نوازنده از قسمت بالای ساز به درون آن فرستاده می شود و حرکت انگشتان نوازنده می تواند صدایی زیبا و یا گوشخراش از آن تولید کند!ساز نی را نمی توان کوک کرد بنابر این  نوازنده های ناشی که مرتب بهانه کوک نبودن ساز را مطرح می کنند سراغش نمی روند.

 

 

                                      

 

محمد رضا شجریان : آن استاد آواز ایرانی ، خانه هنر شهر بم را بانی ، آن دارای کردار و گفتار و اندیشه نیک ،آن بزرگ موسیقی کلاسیک ، آن شخصیت ارجمند و افتاده ، صاحب سبکی روان و ساده! ، برای هنر نمایی آماده ، آن مرغ سحر ناله سر کن ...داغ مرا تازه تر کن ،آن  معترض به سکوت سرد زمان ، شیخ العلما ، محمد رضا شجریان.بخت او بلند بُود و بر لبانش لبخند بود و طبعش روان مثل آب بود و روابطش با صدا سیما خراب بود!

 

حسین علیزاده : آن آهنگساز برجسته ، از خطرات بسیاری جسته ، لابد از جور زمان هم خسته، آن دوستدار خرمالو ، منتها بدون هسته! ، آن رهبر گروه شیدا ، آن هنرمند بی سر و صدا ، صاحب ساز ، آشنا به زیر و بم آواز ، شاگرد استاد شهناز ،آن استاد افتاده و ساده ،شیخ المعلمین ، حسین علیزاده.چه مشغول تدریس بود ، چه مشغول نوازندگی ، در عبادت خدا بود و در راستای ابراز ارادت بندگی.

با ارکستر ایرانی بود در تالار رودکی ، برنامه به پایان رسیده بود اما حسین همچنان در تالار می بود. او را گفتند:" ای حسین از تالار خارج شو که می خواهیم تعطیل کنیم. " و این را متصدی تالار گفت.حسین گفت:"چندی تأمل کنید." متصدی چون این بدید چراغهای تالار خاموش کرد ، حسین برآشفت و داد و بیداد نمود ؛ دادی در ماهور و بیدادی در همایون.به قاعده ای که همگان در کف این ابداع نوین در ماندند و فی المجلس گوشه "داد و بیداد" در دستگاه ترکیبی به نامش ثبت شد!

 

غلامحسین بنان : آن اسطوره افسانه های آواز ، آن خواننده الهه ناز ، صاحب سبکی منحصر به فرد و روح نواز ، آن استاد پیانو و ارگ ، آن هنرمند بزرگ ، آن طنین خوش الحال ، مرحوم مغفور ، غلامحسین بنان.صدای او عجب بود و عینکش دو وجب بود و قیا فه اش غالباً گرفته بود ، ولی خودش انصافاً فرشته بود.

 

 

                              

 

شهرام ناظری : آن شخصیت آمیخته به احترام و ارجمندی ، صاحب پهن ترین سبیل هنرمندی ، آن استاد سه تار ، آن شوریده روزگار ، صاحب حدااقل ده- بیست تا نوار ، آن عاشق پیتزا و دیگر غذاهای حاضری ، رفیق کامکارها ، شهرام ناضری. از بزرگان عرفان بود و قطب موسیقی زمان بود.

از خصوصیات این شهرام چنان باشد که به هیچ وجه ول کن معامله نباشد. نقل است که خیلی وقت پیش ها یک شب آتشی اشتباهی کرد و در نیستانی فتاد ، مگر شهرام آنجا حاضر بود.همان شد که از آن وقت تا حال التحریر ول کن معامله نبوده و همین الآن هم اگر تلویزیون را نگاه کنید دارد آن واقعه را با سوز و گداز تعریف می کند!

 

 

                        

 

علیرضا افتخاری : آن نیلوفرانه ، شاکی از جور زمانه ، آن مجهز به دو قبضه سبیل ، صاحب صوت جمیل ، آن تولید کننده معروف به پرکاری ، شیخ التلامیذ ، علیرضا افتخاری ! .سبیل او زیبا بود و صوتش گیرا بود و اخلاق او نیکو بود ، اما می گفتند که در بچگی ، "بچه کم رو" بود!

 

                       

 

 

حسام الدین سراج : آن هنرمند اصفهانی ، آن صاحب کرامت نهانی ، با شهرتی جهان ، آن دارای ریش قشنگ و با همه چیز هماهنگ ، همگام با مردم ، همراه با مسئولان ، آن شاگرد برجسته استاد تاج ، دکتر جسام الدین سراج.نقل است او را پرسیدند:"چرا بسیاری از هنرمندان موسیقی اهل اصفهان هستند؟" پاسخ گفت:"ساده است ، چون ما اهل اصفهان می باشیم ...دلیلی از این بهتر؟!"

 

                     

.....................................................................

 


نوشته شده توسط سیاوش در دوشنبه 14 مرداد 1387 و ساعت 07:08 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ تدریس موسیقی+ تدریس موسیقی+ تدریس موسیقی+ تدریس موسیقی+ کنسرت مشترک حسین علیزاده و شهرام ناظری مردادماه سال جاری در تهران برگزار می‌شود+ بر شانه‌های تو+ آلبوم غروب با 'كوچ عاشقان' منتشر شد + کنسرت گروه "مهتاب رو" برگزار می شود+ فروش اینترنتی وحضوری بلیت كنسرت کیهان کلهر آغاز شد + مسعود شعاری آلبوم غروب را منتشر می‌كند+ پرویز مشکاتیان درگذشت+ اطلاعیه در مورد انتشار سرود آزادی+ اى خشمِ به جان تاخته، توفانِ شرر شو+ ممانعت اکید استاد شجریان از پخش صدای ایشان در صدا و سیما+ روزی ما دوباره كبوترهایمان را پیدا خواهیم كرد

صفحات: